بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
247
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و تقويت و تعديل مزاج آن بايد كردن بچيزهاى نافع كه در صدر باب مذكورست باجتناب از مضراتى كه مذكورست و بعضى از ادويهء مقوى چون مهالك و توتياء پرورده و بعضى تدابير چون استعمال ملينات سبك و دنبه بر كف پايها بستن و غذاهاى نرم خوردن و اشباه اينها كه در رمد مذكور شد جمله اينجا مناسب باشد و آنجا كه سبب رقت روح باشد غذاهاى بايد خوردن كه از ان خون غليظ متين حاصل شود و از نظر در شعشها و در سپيديها و در روشنيها حذر بايد كردن و پيوسته نظر بر جامه سياه و چيزهاى تيره و يكرنگ بايد داشتن و مداومت كشيدن كحل مشهور نمودن و تقويت بدن كردن و از سرجه روح باصره را تحليل دهد چون بسيار نگريستن و در چيزهاى دوار و خورد و دور بمبالغه ديدن و دور بودن سفيديها و روشنيها را همين حال بود و بعد طعام حافظ الصحت خوردن عظيم نافع آيد و در شبانروزى يك نوبت و همچنين اطريفلات نيز درين باب بسى مفيد باشند و آنجا كه سبب غلظت روح باشد دماغ را بمطبوخ مسهل پاك بايد كردن و غذاها خوردن كه از ان خون لطيف حاصل گردد و اگر سوداى در مزاج باشد از تدابير ماليخوليا با اين تدبير بايد آميخت و بخارات سودا را بعد از مسهل بنقوعات و فواكه لطيف ترىفزا تسكين بايد دادن و گاهى احتقانى مناسب كردن و دارچينى و باديان و مرزنگوش و بادروج حل كرده و حضض تنها و عسل در كشيدن و شلغم كشيدن نبات رازيانه با آب مرزنگوش و شلغم بسيار خوردن پخته و بريان كرده در چيزهاى رقيق بسيار نگريستن و آنجا كه سبب كدورت رطوبتى باشد اگر آن كدورت از غلبهء ترى افتاده بود تنقيه بايد كردن انگاه توتيا و كحلها به كار داشتن اگر از غلبهء خشكى افتاده بود تعديل مزاج و تقويت و ترطيب دماغ و چشم بايد كردن و آنجا كه سبب فراخى ثقبه باشد آنچه قليلى واقع شده باشد چنان كه مانع ابصار نباشد بلكه مضعف بود و صاحب آن را در ديدن چيزها چشم از ان بود و سياهى از ان بزرگتر و غالبتر نمايد و اگر از زورقى و امثال آن افتاده باشد آسايش بايد جستن و در خانهء تاريك نشستن و ذرورهاى قابض كه مشك و عود و ورق زر مسحوق در ان باشد پيوسته كشيدن و محجمه آتش بر پس سر نهادن و اگر از غلبهء خشكى عنبيه باشد و كمى رنگ و خشكى دماغ بدان شاهد بود ترطيب دماغ بايد كردن و شير دخترى بران دوشيدن و طلا كردن و از زور و تعب پرهيز نمودن و روغن بنفشه بادام اندر بينى و گوش چكانيدن و سر بر بخار شلغم و قليه پوتى « 1 » و اشباه اينها بايد داشتن و اگر از ضربه و سقطه
--> ( 1 ) قليهاى كه از جگر كوسفند سازند .